بایگانی برای فروردین, ۱۳۸۶
فروردین ۴م, ۱۳۸۶
سال نو مبارک
زمستان تمام گردید.بهار آمد جریانی ازطراوت زیبایی و عظمت در رگهای عالم جریان پیدا کرد و اینک در میعاد سرود سبز طبیعت خدای را شاکریم بر الطافش و از این درگاه بی کران و بی حد و حصر کامیابی و مسرت را برای شما آرزومندیم.
![]()
بهاران, بر شما مبارک.
baradaran | ۷:۳۵ ب.ظ | عمومی | ۲ کامنت
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۵
یادی از استاد محمد رضا طحان
در دوره پیش دانشگاهی(یا همون سال آخر)یک معلم ریاضی داشتم که باعث ایجاد تحولاتی عمیق در درس خواندنم شد.
به این ترتیب که,علاوه بر ایجاد علاقه نسبت به درس ریاضی,به من,با لذت و برنامه ریزی درس خواندن را یاد داد.یاد گرفتم,که حتی در آخرین لحظاتی که ممکن است فکر کنی هیچ فرصتی نمانده است,تلاش و پشتکار می تواند تو را به موفقیت نزدیک کند.
اولین جلسه کلاس ما یک هفته مانده به شروع سال ۱۳۸۳ بود.
آن بهار و زمزمه محبت این استاد بزرگوار را هرگز از یاد نخواهم برد.
این روز ها مصادف با شروع جلسات آن کلاس و بهانه ای بود.برای قدر دانی از ایشان,تا مصداق این شعر نباشم:
قدر استاد نکو دانستن ,حیف استاد به من یاد نداد
چند روز پیش که منزل ما تشریف داشتند,سالنامه ای را جا گذاشتند,که این دعا بر اولین صفحه آن نگاشته شده بود:
بار الها
به علمای ما مسولیت,به عوام ما علم,به مومنان ما روشنایی,به روشنگران ما ایمان,به متعصبین ما فهم,به فهمیدگان ما تعصب,به زنان ما شعور,به مردان ما شرف, به پیران ما آگاهی,به جوانان ما اصالت,به اساتید و دانشجویان ما عقیده,به خفتگان ما بیداری,به بیداران ما اراده,به مبلغان ما حقیقت,به دینداران ما دین,به نویسندگان ما تعهد,به هنرمندان ما درد,به شاعران ما شعور,به محققان ما هدف,به ناامیدان ما امید,به ضعیفان ما نیرو,به محافظه کاران ما گستاخی,به نشستگان ما قیام,به راکدان ما تکان,به مردگان ما حیات,به کوران ما نگاه,به خاموشان ما فریاد,به مسلمانان ما قرآن,به شیعیان ما علی(ع) ,به فرقه های ما وحدت,به حسودان ما شفا,به خود بینان ما انصاف,به فحاشان ما ادب,به مجاهدان ما جسد,به مردم ما خودآگاهی و به همه ملت ما همت تصمیم و استعداد فداکاری وشایستگی نجات و غیرت بخش.
دعای خالصانه همه متعلمین
بدرقه راه,تمامی معلمین باد
baradaran | ۷:۴۶ ب.ظ | عمومی | ۲ کامنت
اسفند ۲۰م, ۱۳۸۵
کتابهایی که در سال ۱۳۸۵ خوانده ام
بعضی از کتابها دوست داشتنی ترند و خواندن انها خسته کننده نیست,یعنی مجبور نیستم بعد از ورق زدن هر صفحه نگاه ساعت کنم و تو دلم بگم,کاش زود تر خوابم ببره!بعضی وقتا,بعضی کتابها این جوری اند,مجبوری بخاطر امتحان اخر ترم یا اتمام یک کار تحقیقی,انها را بخوانی.البته خیلی از انها مزایا علمی و تحقیقی زیادی دارند,اما کاش می شد نوشته هاشون را مثل قرص خورد یا به مغز تزریق کرد!
بگذریم از کتابهایی که مثل گردو اند,بپردازیم به کتاهایی که زردالو بودند.
اولین کتاب:
قلعه حیوانات,جرج ارول,ترجمه:مهنوش جواهری
برای مشاهده متن کامل این کتاب اینجا را ببینید.
دومین کتاب:
۱۹۸۴(هزار و نهصد و هشتاد و چهار ) ,جرج ارول,ترجمه حمید رضا بلوچ.
توضیحاتی ازمقدمه کتاب:
رمان ۱۹۸۴ جرج ارول,بیانگر روحیه ای خاص و هشدار دهنده است.ارول این کتاب را در زمانی نوشته که هنوز سلاح های گر ما هسته ای ساخته نشده بود.قبل از هر چیز تولید مداوم سلاح های جنگی را نشان می دهد که بدون ان نظام اقتصادی به درستی عمل نمی کند. سپس با تصویری تاثیر گذار نشان می دهد,جامعه ای که مدام اماده جنگ است و از مورد حمله قرار گرفتن وحشت دارد و به دنبال یافتن وسایلی برای انهدام کامل دشمنان است,چگونه شکل می گیرد.او طرزی ماهرانه آن توهمی را مطرح می کند که می پندارد در دنیایی که اماده جنگ هسته ای است,دموکراسی می نواند به حیات خود ادامه دهد…
یکی از تحولات مخرب جامعه ما این است که انسان روز به روز بیشتر تبدیل به ابزاری برای تغییر شکل دادن واقعیت می شود و سعی دارد ان را به چیزی مناسب خواست خود تبدیل کند.حقیقت چیزی است که توده ها در مورد ان اختلاف نظر داشته باشند.ارول به شعار (چگونه ممکن است میلیون ها نفر اشتباه کنند,چگونه ممکن است حق با اقلیتی یک نفره باشد را اضافه می کند و به روشنی نشان می دهد در نظامی که توجه به مفهوم حقیقت همچون یک حکم عینی مرتبط با واقعیت,منسوخ شده است,کسی که در اقلیت قرار می گیرد باید بپذیرد که دیوانه است!
بنا به گفته ارول این کتاب نه فقط موقعیت دشمن را نشان می دهد بلکه سر نوشت تمام بشریت را در پایان قرن بیستم به همین منوال می بیند.
انان می تواند در برابر این تصویر دو واکنش از خود نشان دهد,یا بیش از پیش نا امید و تسلیم شود یا با پذیرفتن این که هنوز دیر نشده است,با شجاعت و شفافیت بیشتر با این مسئله برخورد کند.
قصد او هشدار دادن به ما و بیدار کردن ماست.او هنوز امیدوار است.امید تنها با شناخت تحقق می یابد,بنابراین۱۹۸۴ ما را از خطری آگاه می کند که امروز تمام انسانها با ان رو در رو هستند,خطر جامعه ای با ادم های ماشینی,که کوچک ترین نشانی از فردیت,عشق و افکار نقادانه در انها باقی نمانده است,ولی به دلیل(دو گانه باوری)از وضعیت خود آگاه نیستند.
چنین کتابهایی هشدارهای جدی محسوب می شوند و چه تلخ خواهد بود اگر خواننده ای از سر خودبینی,کتاب ۱۹۸۴ را صرفا داستانی درباره خوشونت ایستالینیسیتی ارزیابی کند و اشاره ان را به جامعه امروز ما در نیابد.
همانطور که مشاهده نمودید,دو تا از کتابها نوشته جرج ارول بودند,بنابراین خالی از لطف نیست که نگاهی به سر گذست این نویسنده داشته باشیم.
جرج ارول» با نام اصلی ِ «اریک بلر» در ۱۹۰۳ در موتیهاری، روستایی در هند در نزدیکی مرز نپال، به دنیا آمد. وی دومین فرزند خانواده ای پنج نفره بود. دوران نوجوانی او مصادف با جنگ جهانی اول(۱۹۱۴-۱۹۱۸) شد که اولین تاثیرات را بر شکل گيری روان ارول ِ جوان نهاد. در جوانی مدتّی در شمال غربی ِ انگلستان، لندن و فرانسه(پاریس) به کارگری گذراند و سپس به عنوان گارد سلطنتی انگلستان در برمه گماشته شد.
فقر و شکست حاصل از این موارد چنان که خود می گوید: «نفرت طبیعی ام را نسبت به دولتمردان افزون ساخت و برای اولین بار از وجود طبقات زحمتکش آگاهم کرد و شغلم در برمه شناختی از ماهیّت امپریالیسم به من داده بود.» براساس این تجربیات «روزهای برمه» را نگاشت تا اینکه در ۱۹۳۰ چون دیگر نویسندگان آزادی خواه به اسپانیا رفت و علیه استیلای ژنرال فرانکو مبارزه کرد. حاصل این سفر اثر ارزشمند دیگری به نام «بیعت با کاتالونیا» بود؛ کتابی که آمارهای منتشره حکایت از قرارگرفتن این اثر در فهرست پرفروش ترین کلاسیک های ۲۰۰۲ دارد. تا این که بین سال های ۳۷-۱۹۳۵ مصادف با رویدادهایی چون به حکومت رسیدن هیتلر در آلمان ، جنگ های داخلی ِ اسپانیا و … به اذعان خویش از بی تصمیمی در آمد و راه خویش را در زندگی شناخت؛ مسیری که وی را به عنوان نویسنده ای یگانه، جاودان نگاه داشته است. «هر خطی از نوشته های جدّی من که از ۱۹۳۶ تاکنون به رشته ی تحریر در آمده به گونه ای مستقیم یا غیر مستقیم علیه نظام توتالیتر و به خاطر نحله ی اجتماعی انسان گرایانه بوده است.» وی در سال ۱۹۵۰ پس از پایان نگارش آخرین کتابش در لندن گذشت.
برای خواندن تمام متن زندگی نامه ارول اینجا را ببینید.
تاثــیر مزرعه حیوانات و اثر بعدی او ،۱۹۸۴، تا آن جا پیش می رود که گروه افسانه موسیقی راک, پینک فـلوید, آلبوم جانوران خویش را با وام گیری از شخصیت های نمادین مزرعه حیوانات می آفریند.پینک فلويد,وامدار میراث ارزشمند ارول از خوک نمادی برای همه قدرت های جنگ آور و توتالیتر تاریخ می سازد و تیغ تیز انتقاد خویش را از آمریکا تا اسراییل و انگلستان نشانه می رود . «دیــوار »، آلبوم جاودانه و سمبل گروه پینک فلويد نیزعصاره این دو اثر را در دل خویش دارد: چگونه انقلاب شکل می گیرد، چگونه عصیان به قدرت می رسد، چگونه بلاهت توده ها آشکار می شود و در نهایت چگونه دیــوار فرو می ریزد…
قسمتی از آلبوم پینک فلوید:
If you didn’t care what happened to me
And I didn’t care for you
We would zig zag our way through the boredom and pain
Occasionally glancing up through the rain
Wondering which of the buggers to blame
And watching for pigs on the wing.
ARTIST:pink floyd
ALBUM:animala
TRACK:pigs on the wing
(part one)
سومین کتاب:
نظام حقوق زن در اسلام,استاد مرتضی مطهری
توضیحاتی…
در بعضی از کلاس ها دانشگاه (متون فقه ۲,مدنی۵) انجایی که صحبت از حقوق زن و مرد میشد.سوالات و ابهامات زیادی نسبت به مطالب فقهی و حتی قانون مدنی در ذهنم بوجود می امد که نه زمان کلاس اجازه طرح چنین سوالاتی را می داد و هم پاسخ دادن به انها از حوصله استاد خارج بود.
این کتاب به بعضی از ان ابهامات بخوبی پاسخ گفت.
اما جلد دوم این کتاب نیز,قرار بوده چاپ شود,همانطور که شهید مطهری در مقدمه کتاب ذکر کرده اند,ادامه مطالب این کتاب اماده چاپ بوده,منتها,من ادامه این کتاب را هنوز ندیدم.اگه شما دیدین به ما هم خبر بدین.
چهارمین کتاب:
شازده کوچولو,آنتوان دوسنت اگزو په ری,ترجمه احمد شاملو
توضیحاتی…
راجع به این کتاب زیاد شنیدین,تو فیلم ها هم زیاد از آن گفتن,مثلا اونجایی که حاج رضا به مارمولک رسم و رسوم یاد می داد,شاید همین کتاب دستش بود.
متن کامل این کتاب را اینجا ببینید.
پنجمین کتاب:
آری,اینچنین بود برادر,دکتر علی شریعتی(سخنرانی ۲۱ رمضان,۱۳۵۰)
توضیحاتی…
اسم این کتاب را زیاد شنیدیم,حتی گاهی به عنوان ضرب المثل از این جمله استفاده می شه.معلم های ادبیات فارسی,زیاد پرسیدن اثار دکتر علی شریعتی را نام ببرید و ما هم گفتیم:اری اینچنین بود برادر,فاطمه فاطمه است,علی حقیقتی است بر گونه اساطیر و …
من تا حالا این کتاب را نخوانده بودم,شما هم اگه نخواندین,توصیه می کنم در اولین فرصت این کتاب را بخوانید.
ضمن تشکر و قدردانی از راهنمایی های استاد گرامی دکتر حاجی پور در همه زمینه ها بخصوص در معرفی بعضی از این کتابها,از شما خوانندگان محترم تقاضا دارم,در صورت تمایل,بهترین های آنچه خواندید را,به اطلاع ما نیز برسانید.
با تشکر